دوستت دارم ها
! دوستم داشته باش ، عطر ها در راهند ، دوستت دارم ها آه چه کوتاهند
پيش خودم فكر مي كنم : "همين طور آمار بالا مي رود !" و چگونه است كه حرفي براي گفتن نداري ؟ تو را به چالش نمي كشم ؟ جذبه اي ندارم ؟ پس چرا مي آيي ؟ چرا بر مي گردي ؟ چرا براي مرتبه ي سوم مجدد مي بينمت ؟ اوه شايد اين تو نيستي ! ديگري است ... ! دوست داشتم مثل او مي بودم . مثل او آنقدر دوست و رفيق داشتم كه ... ! بگذريم . خسته شدم از اين بي احساسي . از اين تنهايي ، از اين از خود بيگانگي ! كاش اين هم تمام مي شد . آن وقت زير درخت بيد دوباره با اين دنيا پيوند مي خوردم ! كاش ...
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت
1:21 توسط شهیار| |
| All rights reserved to Mahyar Pasarzangene |

